Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خون دل

تلفظ بین المللی : /xˈuːn dˈel/ تلفظ :‌ [x'u:n d'el]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خون دل خوردن
  • خون دل به ناخ
  • خون دل به ناخن رسیدن
  • خون دل خاک
  • دل خون
  • دل خون شدن
  • خون به دل کرد
  • خون به دل کردن
  • خون به دل کسی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خون دل . [ دِ ] (ص مرکب ) دل خون . خونین دل :
بیا وز غبن این سالوسیان بین
صراحی خون دل و بربط خروشان .

حافظ.


خون دل . [ ن ِ دِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خونی متعلق به دل . || کنایه از شیره و عصاره ٔ دل . عصاره ٔ زندگی : خون دل شیرین است این می که دهد رزبان زآب و گل پرویز است این خم که نهد دهقان . خ...

فرهنگ فارسی

خونی متعلق به دل یا کنایه از سخن موزون

کلمات مرتبط

  • خون دل خوردن
  • خون دل به ناخ
  • خون دل به ناخن رسیدن
  • خون دل خاک
  • دل خون
  • دل خون شدن
  • خون به دل کرد
  • خون به دل کردن
  • خون به دل کسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات