کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خون-در-جگر-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خون در جگر کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈuːn dˈar dʒˈeɡar kˈardan/
تلفظ :
[x'u:n d'aR dZ'egaR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خون در بدن داش
خون در بدن داشتن
خون در دل افتا
خون در دل افتادن
خون در میان بو
خون در میان بودن
خون در گلوی گربه
ازدیاد خون در یک نقطه
خون منعقد شده در رگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خون در جگر کردن. [ دَ ج ِ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از رنج و تعب فراوان دادن :
بس خون که کند در جگر گوشه نشینان
این کنج لب و کنج دهانی که تو داری.
صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از رنج و تعب فراوان دادن
کلمات مرتبط
خون در بدن داش
خون در بدن داشتن
خون در دل افتا
خون در دل افتادن
خون در میان بو
خون در میان بودن
خون در گلوی گربه
ازدیاد خون در یک نقطه
خون منعقد شده در رگ
نظرات