Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خون اسیاوشان

تلفظ بین المللی : /xˈuːn ˈaːsiˈɑveʃˌɑn/ تلفظ :‌ [x'u:n 'a:si'AveS,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • درخت خون سیاوشان
  • خون سیاوشان
  • خون
  • خون آلود
  • خون الود
  • خون الود کردن
  • خون امدن از
  • خون انباری
  • خون بسته
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خون اسیاوشان. [ ن ِ اِس ْ وَ ] ( اِ مرکب ) نام گیاهی است. رجوع به خون سیاوشان شود :
گیاهی برآمد همانگه ز خون
بدانجا که آن طشت شد سرنگون
بساعت گیاهی از آن خون برست
جز ایزد که داند که آن چون برست
گیا را دهم من کنونت نشان
که خوانی همی خون اسیاوشان
بسی فائده خلق را هست از اوی
که هست آن گیا اصلش از خون اوی.
فردوسی.

فرهنگ فارسی

نام گیاهی است

کلمات مرتبط

  • درخت خون سیاوشان
  • خون سیاوشان
  • خون
  • خون آلود
  • خون الود
  • خون الود کردن
  • خون امدن از
  • خون انباری
  • خون بسته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات