کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : خوفناکی
تلفظ بین المللی :
/xovfnˈɑki/
تلفظ :
[xovfn'Aki]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خوفناک
ضدبارداری خوراکی
بالاگویر خویاکین
قلۀ غلظت خونابی
گنده خوراکی
نازک خوراکی
احشاء خوراکی مرغ خانگی و غیره
تخم خوراکی کاج
تمشک سرخ خوراکی
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خوفناکی. [ خ َ / خُو ] ( حامص مرکب ) ترسناکی. هراسناکی.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
dread (اسم)وحشت، خوف، بیم، ترس، خوفناکیterror (اسم)وحشت، خوف، بلاء، خوفناکی، دهشت، ترس زیاد، بچه شیطانhorror (اسم)بیزاری، وحشت، خوف، ترس، خوفناکی، دهشت، مورمور، ترس زیادdanger (اسم)خطر، مهلکی، خوفناکی...
کلمات مرتبط
خوفناک
ضدبارداری خوراکی
بالاگویر خویاکین
قلۀ غلظت خونابی
گنده خوراکی
نازک خوراکی
احشاء خوراکی مرغ خانگی و غیره
تخم خوراکی کاج
تمشک سرخ خوراکی
نظرات