Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوشخوی

تلفظ بین المللی : /xoʃxˈuːje/ تلفظ :‌ [xoSx'u:je]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خوشخویی
  • شیوۀ خوشنویسی
  • خوشبویی
  • خوشخو
  • خوشخو، خوشخو
  • خوشخوان
  • خوشخوان، خوشخوان
  • خوشخوراک
  • خوشخوش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خوشخوی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) خوشخو. جمیل الشیم. خوش خلق. بااخلاق. خَلِق. ( یادداشت مؤلف ) : یکی سروقدی و سیمین بدن دلارام و خوشخوی و شیرین سخن.فردوسی.بوقت عطا خوشخویی تازه رویی بروز وغا پردلی کاردانی.فرخی.از عباد ملک العرش نکوکارترین خوشخویی خوش سخنی خوش نفسی خوش حسبی.منوچهری.خردمند به پیر یزدان پرست جوان گرد و خوشخوی و بخشنده دست.اسدی.گر بدخوی است خار و سمن خوشخوی این لاجرم گرامی و آن د...

فرهنگ فارسی

(صفت ) کسی که دارای خلق پسندیده باشد خوش خلق مقابل بد خو .

کلمات مرتبط

  • خوشخویی
  • شیوۀ خوشنویسی
  • خوشبویی
  • خوشخو
  • خوشخو، خوشخو
  • خوشخوان
  • خوشخوان، خوشخوان
  • خوشخوراک
  • خوشخوش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات