معانی کلمه : خوشامد گفتن
لغت نامه دهخدا
( خوش آمد گفتن ) خوش آمد گفتن. [خوَش ْ / خُش ْ م َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تملق گفتن. چاپلوسی کردن. ( یادداشت مؤلف ). || تعارف کردن. به تازه وارد گفتن که خوش آمدی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تعارف کردن . ۲ - تبریک ورود گفتن .
