کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : خوش شانسی
تلفظ بین المللی :
/xˈoʃ ʃˈɑnsi/
تلفظ :
[x'oS S'Ansi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خوش شانسی لوئی
خوش شانس
لوک خوش شانس
اسوالد خرگوش خوش شانس
ای خوش شانس ای خوشبختی
بازگشت لوک خوش شانس
بانوی خوش شانس
خوش شانس ترین دختر جهان
خوش شانس زمانی برای عاشقی نیست
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خوش شانسی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( حامص مرکب ) خوش بختی. خوش طالعی. خوش اقبالی.
دانشنامه آزاد فارسی
این معنی را بیشتر بخوانید
خوش شانسی (serendipity)در روان شناسی، قابلیتِ کشف های تصادفی خوشحال کننده. معادل انگلیسی این واژه، سرندیپیتی، را هوراس والپول (۱۷۵۴) از داستان پریان «سه شاهزادۀ سرندیپ» گرفته است. سرندیپ نام قدیم سری لانکا بود.wikijoo: خوش_شانسی...
فرهنگ فارسی
خوش بختی خوش طالعی
کلمات مرتبط
خوش شانسی لوئی
خوش شانس
لوک خوش شانس
اسوالد خرگوش خوش شانس
ای خوش شانس ای خوشبختی
بازگشت لوک خوش شانس
بانوی خوش شانس
خوش شانس ترین دختر جهان
خوش شانس زمانی برای عاشقی نیست
نظرات