معانی کلمه : خوش رکابی
لغت نامه دهخدا
خوش رکابی. [ خوَش ْ / خُش ْ رِ ] ( حامص مرکب ) غیرحرونی. مقابل بدرکابی :
بترسید و گوشی بر آواز داشت
از آن خوش رکابی عنان بازداشت.
بترسید و گوشی بر آواز داشت
از آن خوش رکابی عنان بازداشت.
فرهنگ فارسی
عمل و حالت خوش رکاب تندروی .
غیر حرونی بدون سرکشی
غیر حرونی بدون سرکشی
