Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوش ره

تلفظ بین المللی : /xˈoʃ rˈah/ تلفظ :‌ [x'oS R'ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خو وا خو رهدن
  • ز خو رهدن
  • بدرود و رهایی خوب
  • تعطیلات یک سرباز هرگز وظیفه خود را رها نمی کند
  • کسانی که انقلاب را در نیمه راه رها می کنند فقط گورهای خود را حفر می کنند
  • ذرت خوشه
  • رایگان خواره
  • ربا خواره
  • رشوه خواره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خوش ره. [ خوَش ْ/ خُش ْ رَه ْ ] ( ص مرکب ) خوش راه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خوش راه

کلمات مرتبط

  • خو وا خو رهدن
  • ز خو رهدن
  • بدرود و رهایی خوب
  • تعطیلات یک سرباز هرگز وظیفه خود را رها نمی کند
  • کسانی که انقلاب را در نیمه راه رها می کنند فقط گورهای خود را حفر می کنند
  • ذرت خوشه
  • رایگان خواره
  • ربا خواره
  • رشوه خواره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات