Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوش راه

تلفظ بین المللی : /xˈoʃ rˈɑh/ تلفظ :‌ [x'oS R'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خوش راهی
  • خود راه انداز
  • خود راه اندازی
  • خزش راه
  • خود را به ان راه زدن
  • دل خود را خوش کردن
  • راه خود را گرفتن یا کشیدن و رفتن
  • زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می کشد
  • کلاغه امد راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خوش راه. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) ستور راهوار. ( ناظم الاطباء ). اسب خوش رفتار. اسب مطیع و خوب رو. اسب غیرحرون و تندرو. || طعام لذیذ و نرم. ( لغت محلی شوشتری ). || کنایه ازمعشوق با غنج و دلال. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).

فرهنگ فارسی

ستور راهوار یا طعام لذیذ و نرم

کلمات مرتبط

  • خوش راهی
  • خود راه انداز
  • خود راه اندازی
  • خزش راه
  • خود را به ان راه زدن
  • دل خود را خوش کردن
  • راه خود را گرفتن یا کشیدن و رفتن
  • زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می کشد
  • کلاغه امد راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات