Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوش خرام

تلفظ بین المللی : /xˈoʃ xarˈɑm/ تلفظ :‌ [x'oS xaR'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • خوش خرامی
  • خاموشی دریا و سفر خوش
  • خوب خرام
  • خام خوی
  • خون خام
  • خوش
  • خوش آب وهوا
  • خوش آهنگ
  • خوش آواز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خوش خرام. [ خوَش ْ/ خُش ْ خ ِ / خ َ / خ ُ ] ( ص مرکب ) خوش رفتار و رعنا. ( ناظم الاطباء ). کش خرام. ( یادداشت مؤلف ) : بره کرد عزم آن بت خوش خرام گره کرد بند سر آن خوش سیر.لوکری.بدو گفت جمشید کای خوش خرام نزیبد ز تو این سخنهای خام.اسدی.فرخی هندی غلامی از قهستانی بخواست سی غلام ترک دادش خوش لقا و خوش خرام.سوزنی.ماند کجاوه حامله خوش خرام رااندر شکم دو بچه بمانده محصرش.خاقانی.ماه چنین کس ندیدخوش سخن...

فرهنگ عمید

دارای ناز و وقار در راه رفتن، خوش رفتار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه خوب خرامد کسی که راه رفتنش مطبوع باشد .
خوش رفتار و رعنا

کلمات مرتبط

  • خوش خرامی
  • خاموشی دریا و سفر خوش
  • خوب خرام
  • خام خوی
  • خون خام
  • خوش
  • خوش آب وهوا
  • خوش آهنگ
  • خوش آواز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات