کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خوش-ترکیب | کلماتور
معانی کلمه : خوش ترکیب
تلفظ بین المللی :
/xoʃtˈarkib/
تلفظ :
[N/A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خوش ترکیبی
مجموعۀ خوش ترتیب
با خود ترکیب کردن
اصل خوش ترتیبی
ترکیب خوشه ای
خوش ترتیب
قضیه خوش ترتیبی
نیروگاه سیکل ترکیبی خوی
خوشترکیب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خوش ترکیب. [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ ] ( ص مرکب ) خوش قیافه. خوش اندام. خوش تراش. مقابل بدترکیب. مقابل زشت. قشنگ. خوش قدوبالا.با اندام نکو. با قدوبرشی نیکو. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. دارای اندام زیبا و متناسب، خوش اندام.
۲. خوش شکل.
فرهنگ فارسی
( صفت ) زیبا خوش اندام خوش شکل .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
شکیل، خوشساخت، خوششکل، خوشاندام، زیبا ≠ بدترکیب
shapely (صفت)خوش ریخت، شکیل، خوش اندام، خوش بر و رو، خوش ترکیبwell-favored (صفت)زیبا، خوشگل، خوش ظاهر، خوش ترکیبwell-favoured (صفت)زیبا، خوشگل، خوش ظاهر، خوش ترکیب...
کلمات مرتبط
خوش ترکیبی
مجموعۀ خوش ترتیب
با خود ترکیب کردن
اصل خوش ترتیبی
ترکیب خوشه ای
خوش ترتیب
قضیه خوش ترتیبی
نیروگاه سیکل ترکیبی خوی
خوشترکیب
نظرات