معانی کلمه : خوش بینی
لغت نامه دهخدا
خوش بینی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( حامص مرکب ) حالت خوش بین. با نظر خوب به امری نگریستن. مقابل بدبینی.
فرهنگ عمید
خوش بین بودن.
فرهنگ فارسی
نگرشی که برحسب آن روند امور رو به بهبودی است و خواستهها و آرزوهای آدمی درنهایت برآورده میشود
۱ - بنظر نیک در جهان وجهانیان نگریستن مقابل بدبینی . ۲ - اعتقاد باین که جهان پر از لطف و صفا و سعادت است مقابل بد بینی .
دانشنامه عمومی
نقل قول
فرهنگستان زبان و ادب
{optimism} [روان شناسی] نگرشی که برحسب آن روند امور رو به بهبودی است و خواسته ها و آرزوهای آدمی درنهایت برآورده می شود
