Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوش بو

تلفظ بین المللی : /xˈoʃbuː/ تلفظ :‌ [N/A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد
  • درخت خوش بو
  • گیاهان خوش بو
  • بوی خوش
  • بوی خوش عطر
  • بوی خوش زن
  • خوش بودار
  • خوش بودن
  • بوی خوش زندگی
  • بوی خوش موفقیت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خوش بو. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) معطر. طیّب. عبق. طیبه. ارج. بویا. خوشبوی. ( یادداشت بخط مؤلف ). چیزی که دارای بوی نیک و معطر باشد. ( ناظم الاطباء ) : تو مغز نغز و میوه خوشبو همی خوری ویشان سفال بیمزه و برگ میچرند.ناصرخسرو.ندا آمد که یا موسی تو ندانستی که بوی دهن روزه دارنزد من خوشبوتر است از بوی مشک ؟ ( قصص الانبیاء ).چو تو گرمی کنی نیکو نباشدگلی کو گرم شد خوشبو نباشد.نظامی.فرشهایی کشیده بر...

فرهنگ عمید

دارای بوی خوش، معطر.

مترادف و متضاد

aromatic (صفت)معطر، خوشبو، بودار، گیاه خوشبوfragrant (صفت)معطر، خوشبو، خوش رایحهscented (صفت)معطر، خوشبو، عطر زدهrosy (صفت)خوشبو، گل دار، گلگون، سرخ، لعل فام، گل پاشیدهbalmy (صفت)خوشبو، دارای خاصیت مرهم، خوش رایحه...

کلمات مرتبط

  • درخت خوش بو
  • گیاهان خوش بو
  • بوی خوش
  • بوی خوش عطر
  • بوی خوش زن
  • خوش بودار
  • خوش بودن
  • بوی خوش زندگی
  • بوی خوش موفقیت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات