Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوش اوردن

تلفظ بین المللی : /xˈoʃ ovˈordan/ تلفظ :‌ [x'oS ov'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خوش آوردن
  • بطرف خود اوردن
  • خون کسی را بجوش اوردن
  • فتیله ی یا پنبه ی چیزی را از گوش خود بیرون کردن یا اوردن
  • کف و خون بالا اوردن
  • خوب آوردن
  • خوب اوردن
  • خوش آورد
  • خوش اورد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( خوش آوردن ) خوش آوردن. [ خوَش ْ / خُش ْ وَ دَ ] ( مص مرکب ) خوب آوردن. موافق میل آوردن. کارها بر اثر تقدیر موافق. ( یادداشت مؤلف ). || تملق کردن. تملق گفتن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خوش آوردن بکسی ؛ طبق میل او گفتن. تملق گفتن. برای تملق او گفتاری یا کرداری را بجای آوردن.

فرهنگ فارسی

( خوش آوردن ) آنکه خوب می آورد موافق میل آوردن

کلمات مرتبط

  • خوش آوردن
  • بطرف خود اوردن
  • خون کسی را بجوش اوردن
  • فتیله ی یا پنبه ی چیزی را از گوش خود بیرون کردن یا اوردن
  • کف و خون بالا اوردن
  • خوب آوردن
  • خوب اوردن
  • خوش آورد
  • خوش اورد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات