Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خورشخانه

تلفظ بین المللی : /xˌoreʃxˈɑne/ تلفظ :‌ [x,oReSx'Ane]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خورشانه
  • قنات خورشانه وسطی حیدریه قائنات
  • خورشاه رکن الدین
  • خورشاهیان هادی
  • خیشخانه
  • رکن الدین خورشاه
  • هادی خورشاهیان
  • خرخانه
  • خشخانه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خورشخانه. [ خوَ / خ ُ رِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) انبار غذا. ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). مطبخ. آشپزخانه : ز گنجور و دستور بستد کلیدخورشخانه و خمره های نبید.فردوسی.کلید خورشخانه ٔپادشابدو داد دستور فرمانروا.فردوسی.خورشخانه پادشاه جهان گرفت آن دو بیدار خرم نهان.فردوسی.خورشخانه در خان او داشتی تن خویش مهمان او داشتی.فردوسی....

فرهنگ فارسی

مطبخ آشپزخانه

مترادف و متضاد

آشپزخانه، مطبخ، مطعم


کلمات مرتبط

  • خورشانه
  • قنات خورشانه وسطی حیدریه قائنات
  • خورشاه رکن الدین
  • خورشاهیان هادی
  • خیشخانه
  • رکن الدین خورشاه
  • هادی خورشاهیان
  • خرخانه
  • خشخانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات