معانی کلمه : خورد و برد کردن
لغت نامه دهخدا
خورد و برد کردن. [ خوَرْ / خُرْ دُ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افراط کردن. ریخت و پاش بیهوده کردن :
علم خورد و برد کردن در خور گاو و خر است
سوی دانا اینچنین بیهوده ها را بار نیست.
علم خورد و برد کردن در خور گاو و خر است
سوی دانا اینچنین بیهوده ها را بار نیست.
فرهنگ فارسی
افراط کردن ریخت و پاش بیهوده کردن
