Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خورد و برد کردن

تلفظ بین المللی : /xˈord vˈa bˈord kˈardan/ تلفظ :‌ [x'oRd v'a b'oRd k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خورد و برد
  • هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
  • خورده و برده
  • خورد برد
  • ریل بند تاب خورده
  • باد خورده
  • بدرد خوردن
  • بر خوردن
  • بید خورده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خورد و برد کردن. [ خوَرْ / خُرْ دُ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افراط کردن. ریخت و پاش بیهوده کردن :
علم خورد و برد کردن در خور گاو و خر است
سوی دانا اینچنین بیهوده ها را بار نیست.
ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

افراط کردن ریخت و پاش بیهوده کردن

کلمات مرتبط

  • خورد و برد
  • هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
  • خورده و برده
  • خورد برد
  • ریل بند تاب خورده
  • باد خورده
  • بدرد خوردن
  • بر خوردن
  • بید خورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات