معانی کلمه : خورجینک
فرهنگ فارسی
میوۀ خشک شکوفای غالباً تخت، حاصل دو برچۀ بههمپیوسته که با یک جدار کاذب به دو خانه تقسیم میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{silicula} [زیست شناسی- علوم گیاهی] میوۀ خشک شکوفای غالباً تخت، حاصل دو برچۀ به هم پیوسته که با یک جدار کاذب به دو خانه تقسیم می شود
