معانی کلمه : خودنمایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خودستایی، تکبر.
فرهنگ فارسی
خود ستایی غرور .
مترادف و متضاد
ظهور، بروز
تظاهر، تنافس، جلوهگری، خودستایی، ظاهرسازی، عرض اندام، نمایش، وانمود
۱. تظاهر، تنافس، جلوهگری، خودستایی، ظاهرسازی، عرض اندام، نمایش، وانمود
۲. ظهور، بروز
واژه نامه بختیاریکا
فیس
