معانی کلمه : خودسازمان دهی در بحران
فرهنگ فارسی
توانایی یک سامانه در نزدیک شدن به نقطۀ بحرانی و حفظ خود در آن نقطه
فرهنگستان زبان و ادب
{self-organizing criticality, SOC} [آینده پژوهی و آینده نگری] توانایی یک سامانه در نزدیک شدن به نقطۀ بحرانی و حفظ خود در آن نقطه
