کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : خود او
تلفظ بین المللی :
/xod ˈuː/
تلفظ :
[xod 'u:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
منم تیمور جهانگشا سرگذشت تیمور لنگ به قلم خود او
از نو به مقام اولیه خود رساندن
بطرف خود اوردن
سر خانه ی اول خود رفتن یا به خانه ی اول خود برگشتن
فتیله ی یا پنبه ی چیزی را از گوش خود بیرون کردن یا اوردن
از اوقات فراغت خود چگونه استفاده کنیم نقاشی
خرد او
او به خو ریدن
او یه چینه به خو ریدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
himself
(ضمير)
خود، خودش، خود او
کلمات مرتبط
منم تیمور جهانگشا سرگذشت تیمور لنگ به قلم خود او
از نو به مقام اولیه خود رساندن
بطرف خود اوردن
سر خانه ی اول خود رفتن یا به خانه ی اول خود برگشتن
فتیله ی یا پنبه ی چیزی را از گوش خود بیرون کردن یا اوردن
از اوقات فراغت خود چگونه استفاده کنیم نقاشی
خرد او
او به خو ریدن
او یه چینه به خو ریدن
نظرات