کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : خوب کلا
تلفظ بین المللی :
/xˈuːb kˈollan/
تلفظ :
[x'u:b k'ollan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خوب کلان
کلاه خود
خوش کلام
کلاس گذاشتن برای خود
کلاه خود را به هوا یا اسمان انداختن
کلاه خود را قاضی کردن
کلاته خوش
خروب الکلاب
خوش کلامی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خوب کلا. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) تخم بارتنگ که دارویی است. ( ناظم الاطباء ). خوب کلان. رجوع به خوب کلان شود.
فرهنگ فارسی
تخم بارتنگ که دارویی است خوب کلان
کلمات مرتبط
خوب کلان
کلاه خود
خوش کلام
کلاس گذاشتن برای خود
کلاه خود را به هوا یا اسمان انداختن
کلاه خود را قاضی کردن
کلاته خوش
خروب الکلاب
خوش کلامی
نظرات