کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خوب-نشدنی | کلماتور
معانی کلمه : خوب نشدنی
تلفظ بین المللی :
/xˈuːb nˈaʃodˌani/
تلفظ :
[x'u:b n'aSod,ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خوب شدنی
خود را به نشنیدن زدن
روی پای خود بند نشدن
خوش نشینی
خواب نادیده
خوب
خوب انجام شده
خوب بودن
خوب بکار بردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خوب نشدنی. [ ن َ ش ُ دَ ] ( ص لیاقت ) غیرقابل علاج. بیدرمان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
غیر قابل علاج بیدرمان
مترادف و متضاد
irreparable
(صفت)
جبران ناپذیر، مرمت ناپذیر، خوب نشدنی
کلمات مرتبط
خوب شدنی
خود را به نشنیدن زدن
روی پای خود بند نشدن
خوش نشینی
خواب نادیده
خوب
خوب انجام شده
خوب بودن
خوب بکار بردن
نظرات