کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : خوب حال
تلفظ بین المللی :
/xˈuːb hˈɑl/
تلفظ :
[x'u:b h'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حال همه خوب است
نگران نباش حال من خوب است
این منم خوب حالا
این منم… خوب حالا
بچه ها حالشان خوب است
حالم خوب میشه
شرح حال خود
مربوط به شرح حال خود
نویسندهء شرح حال خود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خوب حال. ( ص مرکب ) خوشحال.سرحال. || کنایه از ثروتمند :
یک چند گاه داشت مرا زیر بند خویش
گه خوب حال و باز گهی بینوا شدم.
ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
خوشحال سرحال
کلمات مرتبط
حال همه خوب است
نگران نباش حال من خوب است
این منم خوب حالا
این منم… خوب حالا
بچه ها حالشان خوب است
حالم خوب میشه
شرح حال خود
مربوط به شرح حال خود
نویسندهء شرح حال خود
نظرات