Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خواهشگری

تلفظ بین المللی : /xˈɑheʃɡˌari/ تلفظ :‌ [x'AheSg,aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خواهشگر
  • خواهش گری
  • خوازهگری
  • خواهری
  • خواهری کردن
  • خورشگری
  • خوانشگر جارزن
  • خوانشگر رمزینۀ پاس
  • خوانشگر نوری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خواهشگری. [ خوا / خا هَِ گ َ ] ( حامص مرکب ) شفاعت. ذرع. توسط. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت بخط مؤلف ) : که خواهشگری کن بنزیک شاه ز کردار ما تا ببخشد گناه.فردوسی.دلیران ایران بماتم شدندپر از غم بدرگاه رستم شدند.فردوسی.بپوزش که این ایزدی کار بودکه را بودآهنگ جنگ فرودتو خواهشگری کن بنزدیک شاه مگر سر بپیچدز کین سپاه.فردوسی.تو خواهشگری کن مرا زو بخواه همه راستی جوی و بنمای راه.فردوسی.چو چاره نبد شهری و...

فرهنگ عمید

۱. درخواست.
۲. شفاعت، میانجی گری.

فرهنگ معین

( ~. گَ ) (حامص . ) شفاعت .

فرهنگ فارسی

۱ - خواهش درخواست . ۲ - شفاعت میانجیگری .
شفاعت ذرع

مترادف و متضاد

شفاعت، میانجیگری، وساطت


کلمات مرتبط

  • خواهشگر
  • خواهش گری
  • خوازهگری
  • خواهری
  • خواهری کردن
  • خورشگری
  • خوانشگر جارزن
  • خوانشگر رمزینۀ پاس
  • خوانشگر نوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات