معانی کلمه : خوانین
لغت نامه دهخدا
خوانین . [ خ َ ] (اِخ ) ناحیتی از غور است و اندر وی مقدار سه هزار مرد است . (حدود العالم ).
فرهنگ عمید
خان٢#NAME?
= خان٢
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع خان خانان پادشاهان امیران .
از غور است و اندر وی مقدار سه هزار مرد است .
از غور است و اندر وی مقدار سه هزار مرد است .
مترادف و متضاد
خانها ≠ رعایا
