معانی کلمه : خوانایی
لغت نامه دهخدا
خوانائی. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی آنچه قابل خواندن است. کیفیت قابل خواندن. آنچه شایسته خواندن است ، چون : این کتاب خوانایی دارد که اینهمه اصرار بخواندش می کنی ؟ || عمل خواندن. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
اگر بودی کمال اندر نویسایی و خوانایی
چرا آن قبله کل نانویسا بود و ناخوانا؟
اگر بودی کمال اندر نویسایی و خوانایی
چرا آن قبله کل نانویسا بود و ناخوانا؟
فرهنگ فارسی
قابل خواندن آنچه شایسته خواندن است
میزان سهولت درک نرمافزار که ازطریق انتخاب زبان برنامهنویسی مناسب و رعایت الگوهای نگارش برنامه و امثال آن تأمین میشود
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
legibility (اسم)
خوانایی، خوانا بودن
readability (اسم)
خوانایی، قابلیت خواندن
فرهنگستان زبان و ادب
{readability} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] میزان سهولت درک نرم افزار که ازطریق انتخاب زبان برنامه نویسی مناسب و رعایت الگوهای نگارش برنامه و امثال آن تأمین می شود
