معانی کلمه : خواجو
لغت نامه دهخدا
خواجو. [ خوا / خا ] (اِخ ) ابوالعطا کمال الدین محمودبن علی المرشدی الکرمانی . یکی از شاعران معروف ایران است . رجوع به خواجوی کرمانی شود.

خواجو. [ خوا / خا ] (اِخ ) ابوالعطا کمال الدین محمودبن علی المرشدی الکرمانی . یکی از شاعران معروف ایران است . رجوع به خواجوی کرمانی شود.