Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خواب گزاردن

تلفظ بین المللی : /xˈɑb ɡozˈɑrdan/ تلفظ :‌ [x'Ab goz'ARdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خواب گذاردن
  • گارد جمهوری خواه
  • خواب
  • خواب آلود
  • خواب آور
  • خواب الود
  • خواب الود کردن
  • خواب در اثر تلقین
  • خواب دیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خواب گزاردن. [ خوا / خا گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) تعبیر خواب کردن. عباره. ( تاج المصادر بیهقی ). || حکایت رؤیای خود کردن. ( یادداشت مؤلف ). || خوابیدن. خواب رفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تعبیر کردن رویا .
تعبیر خواب کردن عباره

کلمات مرتبط

  • خواب گذاردن
  • گارد جمهوری خواه
  • خواب
  • خواب آلود
  • خواب آور
  • خواب الود
  • خواب الود کردن
  • خواب در اثر تلقین
  • خواب دیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات