خواب و خور. [ خوا / خا ب ُ خوَ / خُرْ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) خواب و خوراک. ( یادداشت مؤلف ). کنایه از راحتی و بی خیالی و تنبلی : خواب و خور کار تن تیره ست تو مر جانت راچون کنی رنجه چو گاو و خر ز بهر خواب و خور.ناصرخسرو.کسی که قصد ز عالم بخواب و خور دارداگرچه چهرش خوب است طبع خر دارد.ناصرخسرو.گرنه با کام تو بود این همه تقدیر چرابه همه عمر چنین خواب و خورت کام و هواست.ناصرخسرو.کار خر است خواب و...