Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خو دادن

تلفظ بین المللی : /xˈuː dˈɑdan/ تلفظ :‌ [x'u: d'Adan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • سوگیری خودانتخابی
  • گسیلۀ خودانگیخته
  • گسیلۀ صوتی خودانگیختۀ گوش
  • ماسورۀ خودانهدامی
  • بی خودانه
  • خودانتقالی
  • خودانگاره
  • خودآشنا
  • خوددانی
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خو دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) عادت دادن. معتاد کردن. معتاد نمودن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

مترادف و متضاد

انس دادن، الفت‌دادن، عادت دادن، آمخته کردن

addict (فعل)تن در دادن، خو دادن، اعتیاد دادنhabituate (فعل)مانوس شدن، خو دادن، عادت دادن، عادی کردن، معتاد کردنacclimatize (فعل)به آب و هوای جدید خو گرفتن، خو گرفتن، خو دادنcultivate a habit (فعل)خو دادنfamiliarize (فعل)خو دادن، اشنا کردن، عادت دادن، اشنا ساختن، خودمانی کردنwont (فعل)خو دادن، معتاد شدن...

کلمات مرتبط

  • سوگیری خودانتخابی
  • گسیلۀ خودانگیخته
  • گسیلۀ صوتی خودانگیختۀ گوش
  • ماسورۀ خودانهدامی
  • بی خودانه
  • خودانتقالی
  • خودانگاره
  • خودآشنا
  • خوددانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات