Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خنیاگری

تلفظ بین المللی : /xˌonjɑɡˈari/ تلفظ :‌ [x,onjAg'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خنیاگر
  • هنری خنیاگر
  • خنیاگر سپهر
  • خنیاگر فلک
  • خنیاگر چرخ
  • شیوا خنیاگر
  • هر بوته یا میوه خیاری شکل
  • خونیاری
  • عقد خیاری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خنیاگری. [ خ ُ گ َ ] ( حامص مرکب ) مطربی. نوازندگی. آوازخوانی. ( ناظم الاطباء ). تَغَنّی. غنا. رامشگری. ( یادداشت بخط مؤلف ) : اگر شاعری را توپیشه گرفتی یکی نیز بگرفت خنیاگری را.ناصرخسرو.ور زهره جز به بزم تو خنیاگری کندجاوید دف دریده و بربط شکسته باد.انوری.خنده بغمخوارگی لب کشاندزهره بخنیاگری شب نشاند.نظامی.چنان برکش آواز خنیاگری که ناهید جنگی برقص آوری.حافظ....

فرهنگ فارسی

خوانندگی سرود خوانی آواز خوانی .

مترادف و متضاد

تغنی، رامشگری، سرودخوانی، قوالی، مطربی، نوازندگی


کلمات مرتبط

  • خنیاگر
  • هنری خنیاگر
  • خنیاگر سپهر
  • خنیاگر فلک
  • خنیاگر چرخ
  • شیوا خنیاگر
  • هر بوته یا میوه خیاری شکل
  • خونیاری
  • عقد خیاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات