Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خنگسار

تلفظ بین المللی : /xanɡˈosɑr/ تلفظ :‌ [xang'osAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • خنگ سار
  • خنسار
  • ادعای خسارت
  • تحمل خسارت
  • جبران خسارت
  • حق تصرف ملک و مطالبه خسارت
  • خاکسار، خاکسار
  • خاکسارانه
  • خسارت اور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خنگسار. [ خ ِ ] ( ص مرکب ) کسی را گویند که تمام موی سر او سفید شده باشد و معنی ترکیبی این لغت سفیدسر است ، چه خنگ بمعنی سفید و سار بمعنی سر باشد. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) : چون سیرت چرخ را بدیدم کو کرد نژند و خنگسارم.ناصرخسرو.چند بگشت این زمانه بر سر من گرد جهان کرد خنگسار مرا.ناصرخسرو.|| ( اِ مرکب ) شوره که از آن باروت سازند. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء )....

فرهنگ عمید

ویژگی کسی که تمام موهای سرش سفید باشد، سرسفید، سفیدمو: چند بگشت این زمانه بر سر من / گرد جهان کرد خنگ سار مرا (ناصرخسرو: ۱۲۵ ).

فرهنگ معین

( ~. )(ص مر. )کسی که همة موی های سرش سفیده شده باشد.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) کسی که هم. موهای سرش سفید شده باشد سر سفید . ۲ - ( اسم ) شوره که از آن باروت سازند .

کلمات مرتبط

  • خنگ سار
  • خنسار
  • ادعای خسارت
  • تحمل خسارت
  • جبران خسارت
  • حق تصرف ملک و مطالبه خسارت
  • خاکسار، خاکسار
  • خاکسارانه
  • خسارت اور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات