Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خندق زدن

تلفظ بین المللی : /xˈandaq1 zˈadan/ تلفظ :‌ [x'andaq1 z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خنده زدن
  • خندق
  • خندق باریک جهت سنگرگیری
  • خندق کندن
  • خندق غزوه
  • خندق شاپور
  • خندق الفت
  • خندق تپه
  • خندق مم جان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خندق زدن. [ خ َ دَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خندق کندن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خندق کندن

مترادف و متضاد

trench (فعل)
کندن، سنگربندی کردن، خندق زدن

کلمات مرتبط

  • خنده زدن
  • خندق
  • خندق باریک جهت سنگرگیری
  • خندق کندن
  • خندق غزوه
  • خندق شاپور
  • خندق الفت
  • خندق تپه
  • خندق مم جان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات