معانی کلمه : خنداب
لغت نامه دهخدا
خنداب . [ خ ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان دودانگه ٔ بخش ضیأآباد شهرستان قزوین . با 264 تن سکنه . آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و میوه ٔ باغ است . شغل اهالی زراعت و قالی و گلیم و جاجیم بافی و راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دهی است جزئ دهستان دودانگه بخش ضیائ آباد شهرستان قزوین با ۲۶۴ تن سکنه رودخانه شرائ آنرا مشروب می کند و محصولات آن غلات و بنشن و کشمش و پنبه و قلمستان و انگور است .
