معانی کلمه : خنجیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بوی تندی که از سوختن استخوان، پشم، چرم، و مانندِ آن بلند می شود: بگذرد سالیان که برناید / روزی از مطبخش همی خنجیر (خسروانی: شاعران بی دیوان: ۱۱۶ ).
فرهنگ معین
(خِ یا خَ ) ۱ - بوی تیزی که از سوختن استخوان ، چرم ، پشم و پنبة چرب چراغ خاموش گشته و مانند آن برآید. ۲ - هر چیز تند و تیز.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - بوی تیزی که از سوختن استخوان چرم پشم و پنب. چرب چراغ خاموش گشته و مانند آن بر آید . ۳ - هر چیز تند و تیز .
