کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خمیله | کلماتور
معنی کلمه : خمیله
تلفظ بین المللی :
/xamˈileː/
تلفظ :
[xam'ile:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
کنگلومرای خمیره چیره
ماسه سنگ گِل خمیره ای
تیر یا الوار خمیده و کج
خط خمیده انحناء
خمیده به عقب
خمیده بودن
خمیده شدن
خمیده کردن
خمیدهقامت
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خمیله. [ خ َ ل َ ] ( ع ص ، اِ ) زمین نشیب و آن نیک رویاننده نبات باشد. || درختان بسیار بهم پیچیده. || ریگ درختناک. ج ، خمائل. || چادر مخمل خواب دار. ج ، خمیل. || طنفسه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
کلمات مرتبط
کنگلومرای خمیره چیره
ماسه سنگ گِل خمیره ای
تیر یا الوار خمیده و کج
خط خمیده انحناء
خمیده به عقب
خمیده بودن
خمیده شدن
خمیده کردن
خمیدهقامت
نظرات