Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خمر

تلفظ بین المللی : /xˈamr/ تلفظ :‌ [x'amR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • خمر سرخ
  • خمر خانه
  • خمر خوردن
  • خمر زیتونیه
  • خمر فروش
  • خمر محال
  • خمر قلندران
  • شارب الخمر
  • دائم الخمر بودن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

خمر. [ خ ُ ] (ع اِ) ج ِ خمار. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خمر. [ خ ُ م ُ ] (ع اِ) ج ِ خمار. (منتهی الارب ) (از لسان العرب ) (از تاج العروس ).

خمر. [ خ ِ م ِرر ] (ع اِ) معجر زنان . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خمر. [ خ ِ ] (ع اِ) بد...

فرهنگ عمید

۱. شراب خوردن.
۲. (اسم ) هر نوشابه ای که مستی می آورد، به ویژه شراب.

فرهنگ معین

(خَ ) [ ع . ] (اِ. ) شراب ، نوشابة مستی آور.

دانشنامه آزاد فارسی

خِمِر (Khmer)(یا: کِمر) بزرگ ترین گروه قومی کامبوج با جمعیتی نزدیک به ۷میلیون نفر. اقلیت های خمر در تایلند و جنوب ویتنام نیز زندگی می کنند. زبان خمر به خانوادۀ زبانی مون ـ خمر از شاخۀ آستروآسیایی تعلق دارد. عمدتاً در روستا زندگی و تحت رهبری به آیین بودای تراوادا عمل می کنند و خانواده شان بر پدرتباری و مادرتباری استوار است. جامعۀ خمر از دیرباز، به شش گروه تقسیم شده بود: خانوادۀ سلطنتی، برهمن ها (که...

فرهنگ فارسی

۱ - قومی هندی الاصل که در کامبوج تمدنی درخشانی بوجود آوردند ( قر. ۹ و ۱٠ م. ) ۲ ( امپراتوری خمر ) بکشور کامبوج در زمان خمرها اطلاق میشود . از تمدن آن آثار مهمی بجا مانده از جمله معبد آنگکور
(اسم ) نوشاب. مسکر از شرابعرق و غیره
معجر زنان

دانشنامه عمومی

خمر می تواند به موارد زیر اشاره کند:خمر (تلفظ می شود/xæmr/) یا شرابخمرها (تلفظ می شود/xemer/)، یک گروه قومی در کشور کامبوج در آسیای جنوب شرقیامپراطوری خمر (تلفظ می شود/xemer/) در جنوب شرقی آسیازبان خمر (تلفظ می شود/xemer/)خمرهای سرخخمر (بستک)، روستای کوچکی در منطقهٔ فرامرزان و از توابع بخش جناح شهرستان بستک هرمزگان.خمر (طایفه)، طایفه سیستانیخمر (زابل)، روستایی در شهرستان زابلده خمر، روستایی از توا...

مترادف و متضاد

باده، رحیق، شراب، صهبا، مسکر، عرق، عقار، مل، می نبید، نبیذ،

wine (اسم)شراب، خمر، می، باده، طفل رزانalcoholic beverages (اسم)خمرbooze (اسم)خمر، مشروب الکلیguzzle (اسم)خمر، حرص زدنalcoholics (اسم)خمر...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خمر شرابی مسکر و مست کننده است. از این عنوان در بسیاری از بابها از قبیل طهارت، صلات، جهاد، تجارت، رهن، نکاح، اطعمه و اشربه، غصب، شهادات و حدود سخن گفته‏ اند که به مهم‏ترین احکام آن اشاره می‏شود.واژه خمر در دو معنا استعمال شده است:۱-شراب تهیّه شده از آب انگور۲- هر مایع مست کننده.اختلاف اهل لغت در معنای خمردر اینکه خمر بر هر مایع مست کننده اطلاق می‏شود یا خصوص شرابی که از آب انگور گرفته م...

کلمات مرتبط

  • خمر سرخ
  • خمر خانه
  • خمر خوردن
  • خمر زیتونیه
  • خمر فروش
  • خمر محال
  • خمر قلندران
  • شارب الخمر
  • دائم الخمر بودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات