کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : خمانده
تلفظ بین المللی :
/xamˈɑndeː/
تلفظ :
[xam'Ande:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فسون خوانده
پیش خود درس خوانده
خماندرخم
خوانده نشدنی
خوانده نشده
فرا خوانده
مادر خوانده روحانی
برادر خوانده
بزرگ خوانده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خمانده. [خ َ دَ / دِ ] ( نف ) خماننده. رجوع به خماننده شود.
کلمات مرتبط
فسون خوانده
پیش خود درس خوانده
خماندرخم
خوانده نشدنی
خوانده نشده
فرا خوانده
مادر خوانده روحانی
برادر خوانده
بزرگ خوانده
نظرات