Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خمارالوده

تلفظ بین المللی : /xamˈɑrˈɑɑlˌudeː/ تلفظ :‌ [xam'AR'AAl,ude:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خمارآلوده
  • خمارآلودگی
  • خمارآلود
  • خمارالود
  • رز خارالود
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( خمارآلوده ) خمارآلوده. [ خ ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) چشم مخموری که حالت خماری از آن هویدا است. ( از ناظم الاطباء ). خمارآلوده : کرشمه کردنی بر دل عنان زن خمارآلوده چشمی کاروان زن.نظامی. || آنکه خمار است. ( یادداشت بخط مؤلف ). خمارآلود : دل عاشق به پیغامی بسازه خمارآلوده با جامی بسازه مرا کیفیت چشم تو کافی است قناعت گر به بادامی بسازه.باباطاعر عریان....

فرهنگ فارسی

( خمار آلوده ) چشم مخموریکه حالت خماری از آن هویداست خمار آلوده .

کلمات مرتبط

  • خمارآلوده
  • خمارآلودگی
  • خمارآلود
  • خمارالود
  • رز خارالود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات