Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خمار دار

تلفظ بین المللی : /xˈomɑr dˈɑr/ تلفظ :‌ [x'omAR d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خمیر مایه دار
  • خمیر پف دار
  • خار زبانه دار
  • دار خیار
  • دار گلام خار
  • مورچه خوار فلس دار
  • موش حشره خوار خرطوم دار
  • دار خار شاه
  • حشره خوار مهره دار اندامان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خماردار. [ خ ِ ] ( نف مرکب ) صاحب خمار. آنکه خمار دارد. آنکه مقنعه دارد.

خماردار. [ خ ُ ] ( نف مرکب ) خمار. آنکه حالت خماری دارد.

فرهنگ فارسی

خمار آنکه حالت خماری دارد .

کلمات مرتبط

  • خمیر مایه دار
  • خمیر پف دار
  • خار زبانه دار
  • دار خیار
  • دار گلام خار
  • مورچه خوار فلس دار
  • موش حشره خوار خرطوم دار
  • دار خار شاه
  • حشره خوار مهره دار اندامان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات