معانی کلمه : خم و پیچ
لغت نامه دهخدا
خم و پیچ . [ خ َ م ُ ] (ترکیب عطفی ، اِمرکب ) پیچ . انحناء. خمیدگی . (یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان عربستان شهرستان گلپایگان واقع در ۲۴ هزار گزی جنوب خاوری گلپایگان .

خم و پیچ . [ خ َ م ُ ] (ترکیب عطفی ، اِمرکب ) پیچ . انحناء. خمیدگی . (یادداشت بخط مؤلف ).