کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : خلیعالعذار
تلفظ بین المللی :
/xˌaliʔˈɑlaʔzˈɑr/
تلفظ :
[x,ali?'Ala?z'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خلیعالعذاری
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
خلیعالعذار. [ خ َ عُل ْ ع ِ ] (ع ص مرکب )ساده و صورت عاری از ریش و سبیل . (ناظم الاطباء). || اسب بی لگام و شتر بی مهار. (شرفنامه ٔ منیری ). مهارگسسته . افسارگسیخته . (یادداشت بخط مؤلف ). || راه بدون دربند. || سرکش . (ناظم الاطباء). سرخود. (یادداشت بخط مؤلف ) : دیوانگان گشته خلیعالعذار. فرخی .|| بی شرم . ناپاک . (ربنجنی ). || بی پرده . بی حجاب . بی پروا. متهتک . (یادداشت بخط مؤلف ) : عوام در میا...
کلمات مرتبط
خلیعالعذاری
نظرات