Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خلیدگی

تلفظ بین المللی : /xˌalidˈeɡi/ تلفظ :‌ [x,alid'egi]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • شعاع خمیدگی
  • مرکز خمیدگی
  • خمیدگی به جلو و پایین
  • خمیدگی پیداکردن
  • شرایط خمیدگی
  • قوز یا خمیدگی اندک
  • خمیدگی
  • خمیدگی اصلی
  • خمیدگی رویه
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خلیدگی. [ خ َ دَ / دِ ] ( حامص ) فرورفتگی سوزن و درفش و هر چیز نوک تیز چون خار. ( یادداشت بخط مؤلف ). || ( اِ ) جای فرورفتگی سوزن. ( ناظم الاطباء ).

مترادف و متضاد

prick (فعل)
تحریک کردن، ازردن، سیخ زدن، خلیدن، با سیخونک بحرکت واداشتن، سیخونک زدن، خلیدگی، با چیز نوک تیز فرو کردن

puncture (فعل)
سوراخ کردن، خلیدگی، پنچر شدن

کلمات مرتبط

  • شعاع خمیدگی
  • مرکز خمیدگی
  • خمیدگی به جلو و پایین
  • خمیدگی پیداکردن
  • شرایط خمیدگی
  • قوز یا خمیدگی اندک
  • خمیدگی
  • خمیدگی اصلی
  • خمیدگی رویه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات