خلیج . [ خ َ ] (اِخ ) رجوع به ابوشبلی عقیلی شود.
خلیج:شخاب یا شاخاب یا شاخابه معنای نفوذ و رخنه و گسترش شاخه آب دریا در خشکی. برعکس شبه جزیره که نفوذ خشکی در دریاست. جمله ی اقوامِ ایران را چو خـون شاخـابه پارس! خوانمش من این خلیجِ نیلگون شاخـابه پارس! دیگر آن نامِ وطن ! چون خون رنگینم به تـن ! هرگز از شاخـابه پارس ام!سر نپیچد در سخـن! نام آن شاخابه پارس از مـاد و پـارس! جان ایران در تنش با نام فارس ! شعر از:چامگو (نگارنده)
خور، شاخاب، شاخابه، شاخاوه ≠ شبهجزیره
آبکند، کنداب، آبگیر