Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خله

تلفظ بین المللی : /xˈoleː/ تلفظ :‌ [x'ole:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولیدانشنامه اسلامی
  • خله توم
  • خله سر
  • خله هاکردن
  • خله پشت
  • خله بان
  • خله ٔ چشم
  • خله چوب
  • خله کاهوش
  • خله کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

خله . [ خ ُ ل َ / ل ِ ] (اِ) چوب درازی که بدان کشتی میرانند. (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء). خَلَه || سکان کشتی . (ناظم الاطباء). خَلَه .

خله . [ خ ُل ْ ل َ / ل ِ ] (اِ) خلم . مخاط بینی . (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) : چو آید زو برون حمدان بدان ماند سرسرخش که از بینی سقلابی برون آید همی خله . عسجدی (از انجمن آرای...

فرهنگ عمید

= خلم xe(o)lm

پاروی قایق‌رانی: ◻︎ آب تیره‌ست این جهان کشتیت را / بادبان کن دانش و طاعت خله (ناصرخسرو: ۲۸۱).

۱. هرچیز نوک‌تیز که می‌خلد و به جایی فرومی‌رود، مانندِ سیخ، خار، و سوزن: ◻︎ آدمیان را سخنی بس بُوَد / گاو بود کش خله در پس بُوَد (امیرخسرو۱: ۱۲۵).۲. درد ناگهانی.۳. بانگ و فریاد؛ هیاهو؛ غوغا؛ سروصدا: ◻︎ برآید یکی باد با زلزله / ز گیتی برآرد خروش و خله (فردوسی: ۱/۲۵۱).۴. (صفت) بیخو...

فرهنگ معین

(خُ لِ) (اِ.) قارچ ، سماروغ .

(خَ لِ) (اِ.) پاروی قایق رانی .

(خِ لَّ) [ ع . خلة ] (اِمص .) مصادقت ، برادری .

(خُ لَّ) [ ع . خلة ] (اِمص .) 1 - دوستی ، صداقت . 2 - خصلت .

( ~.) (اِ.) هر چیز نوک تیز که جایی بخلد و فرو رود مانند سوزن ، جوال دوز.

(خَ لِ ) (اِ. ) پاروی قایق رانی . (خِ لَّ ) [ ع . خلة ] (اِمص . ) مصادقت ، برادری . (خُ لَّ ) [ ع . خلة ] (اِمص . ) ۱ - دوستی ...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - دوستی صداقت . ۲ خصلت .
درختی خار دار یا رستنگاه عرفج و جای انبوهی آن .

گویش مازنی

خیلی

فراوان – زیاد – خیلی

/Khale/ فراوان – زیاد – خیلی & خیلی

گویش دزفولی

خیلی

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی خُلَّةٌ: دوستی بسیار نزدیک( اصل آن از خلت به معنی فقر وحاجت است وبه رابطه دوستی که چنان نزدیک باشد که انسان تنها حوائجش را به او بگوید نیز اطلاق می گردد )معنی خِلَالٌ: شکافها (جمع خلة )ریشه کلمه: خلل (۱۳ بار)«خُلَّةٌ» از مادّه «خَلَل» به معنای فاصله میان دو چیز است و از آنجا که دوستی و محبّت در لابلای وجود انسان و روح او، حلول می کند و فاصله ها را پر می نماید، این واژه به معنای ...

کلمات مرتبط

  • خله توم
  • خله سر
  • خله هاکردن
  • خله پشت
  • خله بان
  • خله ٔ چشم
  • خله چوب
  • خله کاهوش
  • خله کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات