معانی کلمه : خلل ناپذیر
لغت نامه دهخدا
خلل ناپذیر. [ خ َ ل َ پ َ ] ( نف مرکب ) غیرقابل خلل. آنچه قبول خلل نکند. پایدار. ثابت : چون اتحاد خلل ناپذیر ملل آسیایی ضامن استقلال آنهاست. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه قابل اختلال و تباهی و آشفتگی باشد .
غیر قابل خلل آنچه قبول خلل نکند
غیر قابل خلل آنچه قبول خلل نکند
مترادف و متضاد
آسیبناپذیر، استوار، تباهیناپذیر، محکم ≠ خللپذیر
