معانی کلمه : خلقی
لغت نامه دهخدا
خلقی. [ خ ِ قی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به خلقت. طبیعی. گهری. گوهری. مادرزاد. مادرآورد. جبلی. فطری. خداداد. سرشتی. غریزی. موروثی. نهادی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به خلق
منسوب به خلقت طبیعی گهری
منسوب به خلقت طبیعی گهری
مترادف و متضاد
۱. تودهای، مردمی
۲. قومی
۳. آفریده
