معانی کلمه : خلر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
گیاهی از تیرۀ پروانه واران با برگ های کوچک، گل های سفید، زرد، یا آبی کم رنگ، و دانه هایی که در غلافی شبیه غلاف باقلا جا دارد و مصرف خوراکی دارد.
فرهنگ معین
(خُ لَ ) (اِ. ) گیاهی است جزو دستة پیچی های دارای برگ های کوچک و گل های سفید یا آبی و یا زرد که دانة آن خوردنی است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
(اسم ) گیاهی است از تیر. پروانه واران جزو دست. سفید یا آبی و یا زرد . ارتفاع آن بیک متر میرسد . دانه های وی بمقدار یک نخود است و در غلافی جای دارد . سبز آنرا خام میخورند و رسیده و خشک شد. آنرا می پزند و میخورند ململی بسله کلول .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
نخودفرنگی
/Kholer/ نخودفرنگی
مترادف و متضاد
green pea (اسم)
خلر
