معانی کلمه : خلاقیت
لغت نامه دهخدا
خلاقیت. [ خ َل ْ لا قی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) خلق کردن. آفریدن. بوجود آوردن.
فرهنگ فارسی
← آفرینندگی
خلق کردن آفریدن
امکان ساختن صورتهای جدید بدون استفاده از قواعد رایج زبان
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
سازندگی
آفرینشگری، ابتکار، ابداع
۱. آفرینشگری، ابتکار، ابداع
۲. سازندگی
فرهنگ فارسی ساره
آفرینشگری، نوآفرینی، نوآوری، آفرینش گر
فرهنگستان زبان و ادب
{creativity} [زبان شناسی] امکان ساختن صورت های جدید بدون استفاده از قواعد رایج زبان
